داستان من
سه بار قطار تکنولوژی از مقابلم رد شد و سوار نشدم: کامپیوتر، اینترنت، فروشگاههای اینترنتی. هر بار یک چیز را فهمیدم — قطارها منتظر کسی نمیمانند، ولی همیشه یکی دیگر هم میآید.
اینبار دیگر تماشا نکردم. دارم هوش مصنوعی را یاد میگیرم، تمرین میکنم و میسازم. و چون خودم طعمِ «جا ماندن» را چشیدهام، نمیتوانم بیتفاوت باشم به کسی که همانجای من ایستاده و میترسد.
این نسخهٔ کوتاهِ داستان است. متن کامل، رزومه و یک عکس واقعی، بهزودی جای این پاراگراف را میگیرد.